براي تو و خويش
چشماني آرزو مي كنم
كه چراغ ها و نشانه ها را
در ظلمت مان ببيند
گوشي
كه صداها و شناسه ها را
در بيهوشي مان بشنود
براي تو و خويش ، روحي
كه اين همه را در خود گيرد و بپذيرد
و زباني
كه در صداقت خود
ما را از خاموشي خويش
بيرون كشد
و بگذارد
از آن چيزها كه در بندمان كشيده است
سخن بگوييم...
"مارگوت بیگل"
In a moment
در یک لحظه
Everything can change
همه چیز می تونه عوض بشه
Feel the wind on your shoulders
باد را، رو شونه هات احساس کن
For a minute
برای یک لحظه
All the world can wait
تمام دنیا میتونه وایسته
Let go of your yesterday
دیروز رو فراموش کن
Can ya hear it calling?
میتونی صداش رو بشنوی؟
Can ya feel it in your soul?
میتونی انو در خودت حس کنی؟
Can ya trust this longing?
میتونی به چیزی که میخوای اعتماد کنی؟
And take control
و تصاحبش کنی
Fly
پرواز کن
Open up the part of you
یک جلوه ی دیگه از خودت نشون بده
that wants to hide away?
این کار نیاز به مخفی کردن داره ؟
You can shine
میتونی بدرخشی
Forget about the reasons
در باره ی دلایل فکر نکن , فراموششون کن
why you can't in life
که , چرا نمی تونی زندگی کنی
and start to try
و دوباره شروعش کنی
Cause its your time
چون این وقت توهه { زندگی توهه }
Time to fly
وقتی برای پرواز
All your worries
تمام نگرانی هات رو
leave them somewhere else
اگر در لحظه ای ولشون کنی
Find the dream you can follow
رویایی که دنبالش بودی پیدا میکنی
reach for something
چیزی پیدا میکنی
When theres nothing left
وقتی تو ذهنت اونجا چیزی نمونه
And the world is feeling hollow
و در دنیا احساس پوچی کنی
Can ya hear it calling?
میتونی صداش رو بشنوی؟
Can ya feel it in your soul?
میتونی انو در خودت حس کنی؟
Can ya trust this longing?
میتونی به چیزی که میخوای اعتماد کنی؟
And take control
و تصاحبش کنی
And when you're down
و وقتی که شکست میخوری
and feel alone
و احساس تنهایی میکنی
Just wanna run away
فقط میخوای یه جایی بری
Trust yourself and
به خودت اعتماد کن
don't give up
و کم نیار
You know you better
تو میدونی بهتری
than anyone else
نسبت به هر کس
Fly
پرواز کن
Open up the part of you
یک جلوه ی دیگه از خودت نشون بده
that wants to hide away?
این کار نیاز به مخفی کردن داره ؟
You can shine
میتونی بدرخشی
Forget about the reasons
در باره ی دلایل فکر نکن , فراموششون کن
why you can't in life
که , چرا نمتونی زندگی کنی
and start to try
و دوباره شروعش کنی
Cause its your time
چون این وقت توهه { زندگی توهه }
Time to fly
وقتی برای پرواز

سلام سلام..خوبین؟خوشین؟همه چی رو به راهه؟خوب خدارو شکر![]()
۸۷ هم تموم شد..آروم آروم می یاد و می ره..تو امسال رو چه جوری قدم برداشتی؟
زندگی کلی حرف داره واسه گفتن..فقط کافیه خوب نگاه کنی..خوب ببینی ..خوب گوش کنی..اون وقته که خدا همه چی رو یک جا بهت می ده..اون وقته که تو لبریز می شی..لبریز می شی از حس بودن..از عشق..از زندگی
پیام ۸۸ من اینه:
=>به خدایی که تو را باور دارد،ایمان بیاور..
و اینکه: خودت را بشناس،چرا که زندگی ارزشیابی نشده،ارزش زیستن ندارد.."سقراط"
++عیدتون مبارک![]()

این عکس رو چند روز پیش هویجوری تو دانشگاه گرفتم...آسمونم دلم می خواد بپرم تو هوا بغلت کنم
این حق شماست.مهم نیست که دیگران چه می اندیشند..چون در هر صورت فکرش را می کنند.پس آرام باشید.بگذارید جهان راه خودش را برود.لذت غافلگیر کردن خود را کشف کنید.
پولس قدیس گفته:خداوند روی زمین دیوانگی ها را خلق کرد تا خردمندان را شرمنده کند.
سپاس می گذارم
کشتی هایم را شکستی
قطب نمایم را گم کردی
و کاشف سرگردان را
به قاره ی بی پایانش رساندی!
>شمس لنگرودی<
----------
قبلا،می پنداشتم که همچون ذره ای لرزان،بی نظم و ترتیب در چرخ گردون زندگی موج می زنم.ولی امروز،به خوبی می دانم که من همانند محوری هستم که کل زندگی به صورت ذراتی منظم دور من در تکاپویند.
در بیداری خود می گویند:"تو نسبت به جهانی که در آن زندگی می کنی همانند ماسه ای هستی بر روی ساحلی بی انتها برای دریایی بی کران."
ولی من در رویاهای خود به آنها می گویم:"من همان دریای بی کرانم و همه ی کائنات چیزی جز دانه های ماسه ساحل نیستند."
>از کتاب ماسه و کف.جبران خلیل جبران<
-----------

خیلی وقته که دلم می خواست این عکس رو بذارم تو وبلاگم...بالاخره گذاشتمش
..دلم می خواد داد بزنم
بگم:
مامان،بابا،دوستتون دارم![]()

دوست،واژه است
واژه ای که از لب فرشته ها چکیده است
دوست،نامه است
نامه ای که از خدا رسیده است
نامه ی خدا همیشه خواندنی است
توی دفتر فرشته ها
واژه ی قشنگ دوست
ماندنی است
راستی،دلت چقدر
آرزوی واژه های تازه داشت
دوست ِ گُل ات رسید
واژه را کنار واژه کاشت
واژه ها کتاب شد
دوستت همان دعای توست
آخرش دعای تو
مستجاب شد
==>عرفان نظرآهاری
حرکت دستی یا حضور یک درخت باعث می شود که ما به چشم اندازی دل می بندیم.و برای بازسازی همه ی این شوق،جز یک نکته رهنمون ما نیست،اما همان یک نکته کافی است:بوی اطاقی که مدتی بسته مانده بود و آهنگ شگفت انگیز گامی به راه .حال من هم چنین است ،و اگر در آن هنگام عشق ورزی کنم و هستی خویش را نثار کنم،باز به خویشتن بر می گردم،چرا که چیزی جز عشق ما را به خود باز نمی گرداند.
این لحظات کند و متین و آرام با همان آهنگ تند و هیجان انگیز خود باز می گردند.چرا که شب و لحظه ای غم انگیز است، و شوق گنگی در آسمان پراکنده است. هر جنبش من ،وجودم را بیشتر به من باز می نماید.روزی کسی با من گفت :"زندگی بسیار مشکل است"حتی آهنگ کلامش را هم به یاد می آورم.بار دیگر کسی زمزمه کرد:"آزردن مردم سخت ترین اشتباه است"هنگامی که همه چیز به پایان رسید،عطش زندگی فرو می نشیند.آیا سعادت همین است؟با زنده کردن این خاطرات،جامه ی خموشی به تن همه چیز می کنم.آنگاه،مرگ چونان پارچه ای رنگ باخته جلوه می کند.به خود بازمی گردیم.به درماندگی خود پی می بریم و درست به همین جهت شوق مان فزونی می گیرد.آری شاید خوشبختی یعنی همین حال:دلسوزی در حق شوربختی خود..
سلام سلام..خوبین؟خوشین؟سلامتین؟امیدوارم حالتون خوب باشه..توی این پست یه اهنگ براتون گذاشتم که خیلی خیلی دوسش دارم..می تونین دانلودش کنین و گوشش بدین..معنی ِ فوق العاده قشنگی داره..شما هم خدارو حس کنین![]()
راستی اگه موقع دانلود به مشکلی برخوردین حتما بهم بگین..مرسی![]()
خداجونم :
I feel You
In every stone
In every leaf of every tree
you´re ever grown
(That you ever might have grown)
I feel you
In every thing
In every river that might flow
In every seed you might have sown
I feel you
In every rain
In every beating of my heart
Each breath i take
(In every breath i´ll ever take)
I feel you
Anyway
In every tear that i might shed
In every word i´ve never said
I feel you
++خدایا من دارم احساست می کنم.تو هم منو همینقد،اندازه ی من دوست داری؟!
wow..![]()
++دیدی؟!
اینقد گفتم:جیرجیرکمو دوست دارم که آخر بابا حواسش نبود و زد کشتش
..حالا شبا،بدون صداش می خوابم!جیر جیرک ِ زشت و سیاه ِ من،صدات هنوزم تو گوشمه
جات تو حیاط،خیلی خالی ِ...

بخوان.بشنو.بگو.ببین و تفکر کن...
=>هر آنچه که باید انجام بده و به تحقق آرزوهایت ایمان داشته باش.هر آنچه که باشند...
=>فقط خودتی که می تونی راه خودتو انتخاب کنی.
=>آنچه مرده را از زنده متمایز می کند رشد کردن است،که هم می تواند در گیاهان روی دهد و هم در تو!
=>برای رسیدن به آرزوهایت مصر باش.
=>آنچه سعی می کند تو را پایین بکشد حقیقت ندارد.
=>دگرگون شدن! اگه همیشه به دانسته هایت چسبیده باشی هیچ وقت پیشرفت نمی کنی.
=>همه ی عجایبی که در زندگیت به دنبالشون هستی در درون خودت منعکس شده
=>از تک بودن،نترس که متفاوت باشی!
=>به هر چیزی که می اندیشید،ایمان بیاورید و اگر با اطمینان انتظارش را بکشید.مطمئنا به آن دست می یابید.

من به هیچ وجه خدا را لمس نکرده ام ،
خدایی که لمس کردنی باشد که دیگر خدا نیست.
اگر هر دعایی را هم اجابت کند ،همین طور.
همانجا بود که برای اولین بار حدس زدم که ،عظمت دعا
بیش از هر چیز در این امر نهفته است که پاسخی به آن داده نمی شود و
زشتی سوداگری را به این مبادله راهی نیست.
این را هم دریافتم که آموختن دعا آموختن سکوت است
و عشق فقط از جایی شروع می شود
که دیگر هیچ انتظاری برای گرفتن هیچ چیز وجود نداشته باشد.
عشق تمرین نیایش است و
نیایش تمرین سکوت...
"آنتوان دوسنت اگزوپری"
==>نقاشی،کار ِ داداشیم ِ
با paint کشیده![]()
در دشوارترین زمانی که قلب تو می شناسد،ترنم مهرآمیز عشق شاه کلید درهای بسته را تقدیمت می کند...هر که را دوست می داری،هر چه را می پسندی در لوای حمایتش می گیرد.عشق دلیل آمدن و انتهای کمال است...
ممکنه گفته های تو بر هر دلی ننشیند. اما آنهایی که از کنارت می گذرند،دوستی را درمسیر خود می بینند که لبخندش،نگاه حمایت کننده و کلام مهرآمیزش،حاکی از بخشش بی ریایش دارد...
اگر تو قوی باشی و از هر چه می هراسی و انچه قلبت را می لرزاند،کلامی شکوه نکنی...عشق را برگزینی و دل به او بسپاری،دست در دست تو می تواند دنیا را برایت شاهراهی کند..هر چه به سوی عشق بیشتر بشتابی،بیشتر یاد خواهی گرفت به خاطرش عفو می کنی،می گذری،می مانی..وقتی سکوت می کنی و خود را به پاکی کودکی درونت بسپاری عشق حرف دل تو می شود و بس...
کسی باش که می داند عشق،بالی برای پرواز به سوی تجلی آرزوها و پل عبور به سوی سرزمین دل های مشتاق است...
عاشق باش و اوج گرفتن خود را ببین...مهر بورز و عشق خود را عیان کن..زمانی که می خواهی بسیار بزرگ باشی،بیاد بیاور که نخست باید
چون خورشید عاشق باشی....
(از مجله ی موفقیت)

یه آهنگ قشنگ از خواننده ی مورد علاقه ام که خیلی دوسش دارم![]()
Somsone's Watching Over Me_Hilary Duff
I found myself today
Oh, I found myself
And ran away
But something pulled me back
Voice of reason
I forgot I had
All I know is you’re not here to say
What you always used to say
And it’s written in the sky tonight
Chorus
So I won't give up
No, I wont break down
Sooner than it seems life turns around
And I will be strong
Even if it all goes wrong
When I'm standing in the dark I'll still believe
Someone’s watching over me
Seen that ray of light
And it's shining on my destiny
Shining all the time
And I won't be afraid
To follow everywhere it's taking me
All I know is yesterday is gone
And right now I belong
To this moment
To my dreams
Chorus
So I won't give up
No, I wont break down
Sooner than it seems life turns around
And I will be strong
Even if it all goes wrong
When I'm standing in the dark I’ll still believe
Someone’s watching over me
It doesn't matter what people say
And it doesn't matter how long it takes
Believe in yourself and you'll fly high
And it only matters how true you are
Be true to yourself
And follow your heart
Chorus
So I won't give up
No, I wont break down
Sooner than it seems life turns around
And I will be strong
Even if it all goes wrong
When I'm standing in the dark I’ll still believe
That I wont give up
No, I won't break down
Sooner than it seems life turns around
And I will be strong
Even if it all goes wrong
When I'm standing in the dark I'll still believe
That someone’s watching over,
Someone’s watching over,
Someone’s watching over me
Ohohohohohohohoh
Someone’s watching over me

چین به پیشانی و غم بر دل ما راه نداشت. بادبادک با باد تا فراسوی زمین خبر شادی ما را می برد ..

We're moving around...Dancing the Rhythm of Life

حتی تظاهر به شادی نیز برای دیگران شادی بخش است.. --->چارلی چاپلین
لبخند--->ارزانترین وسیله برای وسعت بخشیدن به نگاه هاست..تو آخرین بار کی لبخند زدی؟!![]()
![]()
تا حالا، هیچ دقت کردین که مثلا اگه بخواین، توی زبان عربی،یه نفر رو در قالب"سوم شخص مفرد"معرفی کنین،اول باید ببینین طرف مذکرِ یا مونث،بعد بگین(هی) یا (هو)..یا توی زبان انگلیسی که می شه:(she)یا (he)..یا توی زبان المانی :(sie)یا(er)..ولی توی زبان خودمون،زبان فارسی می گیم(او) چه به مذکر چه به مونث..یا یه مورد دیگه مثلا اگه توی زبان عربی بخوایم بگیم(تو) می شه:(انتَ)برای آقایون و (انتِ)برای خانوم ها.ولی باز خوبه به زبان انگلیسی ،هر دو جورش می شه:(you)توی زبان آلمانی هم می شه:(do).توی زبان فارسی هم که می شه:(تو)..توی زبان انگلیسی اگه بخوایم بگیم (کتابش)می شه:(her book)یا(his book)،توی عربی هم همین طوره،می شه:(کتابها)یا(کتابه)..به آلمانی می شه:(ihr buch)یا (sein buch)ولی به زبان فارسی می گیم:(کتابش)..!!
دیدین؟!توی ایران ِ ما،توی مملکتی که حتی توی زبانش،بین"زن"و "مرد"فرقی قائل نشدن،توی سرزمینی که فرهنگ و تمدن چند هزار ساله داره،چرا حالا باید وضع اینجوری باشه؟!چرا حالا بعد از گذشت این همه سال،غربی ها باید به فکر منافع و حقوق"زن"در ایران باشن؟!چرا گذاشتیم همراه دین اسلام،فرهنگ اعراب بیاد تو زندگیمون؟!
چرا یادمون رفته چی بودیم؟!چرا کسی به فکر تمدن 2500 ساله ی ایران نیست؟!چرا ایرانی که تخت جمشید رو داره،حافظ و سعدی رو داره،فردوسی،خیام،..اوووه اگه بخوام همشونو بگم باید 100 صفحه بنویسم،چرا ایرانی که این همه حکیم و فرزانه داره،حالا اینجوری تحقیر می شه؟!اینجوری اسمش از تو سایت(yahoo) یا خیلی از سایت های دیگه پاک می شه،...و..
ما بچه های "ایران"،ساکتیم!؟! و کاری نمی کنیم؟!!!!چرا؟!!!


بینش ما آدما نسبت به آینده،خیلی مهمه،و تاثیر مستقیم روی زمان حالمون داره...اگه یادمون بیاد و یادمون باشه که کارایی داریم که در آینده،دوست داریم انجام بدیم،به زندگی علاقه مند می شیم،اونو با تمام سختی هاش می پذیریم،و با تمام وجودمون به سوی هدفمون حرکت می کنیم...اون وقته که دیگه چیزی به اسم ناامیدی نمی یاد سراغمون،و همه چی برامون رنگ و حال تازه ای پیدا می کنه،خودمونو چند قدم به هدفمون نزدیک تر می بینیم و این خودش یعنی موفقیت...فقط کافیه به"قدرت بینش"پی ببریم...
,I feel the wind blowing through my doorway
,It’s telling me that the summer’s gone
;And the winter waits in shadow, waiting with the storm
,I am old and my bones are weary
,And my son he is all I have
;But he has gone to fight for freedom, leaving with my heart
,All my life I have loved this land, worked it with my hands
,But can this freedom send the rain when seed is in the ground
?Can this freedom heal the pain and bring my boy back to me again
Oh oh oh
,I watched them sail from the rocks below me
,'Twas like the sea in its endless rage
;Many fall on the road to freedom, dying on the stones
,All my life I have loved this land, worked it with my hands
,But can your freedom send the rain when seed is in the ground
?Can your freedom heal the pain and bring my boy back to me again
Oh oh oh
,Late last night, as the world was sleeping, I dreamed my boy
He was calling out, ‘cos he was lost in some dark forest, and
Snow was falling down, falling on the ground......ooh
ای از دورها آمده، نزدیک تر بیا!نترس و پا پیش بگذار! اینجا سرزمین امن سلامه!کفش هاتو در بیار، خاک از جامه بتکان و بگو سلام!شنیدم صدایش می زدی و او را می خواندی، دیدم که عاقبت از دام روزمرگی رها شدی، در بند تن نماندی و در سایه عادت ها محو نشدی!او را یاد کردی و قصد کردی که اول و وسط و آخر هر کاری او باشد.دیدم که در هجوم افکار پریشان، سر رشته را یافتی و به یاد او آرام گرفتی!گفتی که می خواهی هر که این خطوط را خواند، دل ببازه و پرواز کنه.گفتی، که می خواهی همه به ذکر او، شکوفه کنند و دیدم که از خود عبور کردی و دیدی که تو یکی نیستی، تو همه ای!هرگاه که این گونه می اندیشی، آگاه باش که در حضور اویی!
همه ی روزهای دیروز را مثل مهره های تسبیح در نخ زمان رشته کن. به یاد بیاور لحظه هایی را که نمی دانستی و می ترسیدی و لحظه هایی که دانستی و باز ترسیدی!به یاد بیاور زمانی را که در تنگنا و تنگدستی از فردا و فرداها واهمه داشتی و زمانی را که غرق در نعمت و شادکامی و ثروت بودی و باز هم واهمه داشتی!به یاد بیاور!زمانی را که در حسرت و تنهایی می سوختی و به دنبال کسی بودی تا با او همراه و همراز شوی که دلواپسی هایت را از جان و دلت بتکاند و زمانی که کسی را یافتی، همراهت شد و تو باز دیدی که تنهاتر و تنهاتر شدی!به یاد بیاور، روزهایی را که در رنج و فراق اشک ریختی و تصور کردی که باختی!و روزهایی که آرزوهایت را یک به یک، طلب کردی و از روی شعله های اجابت شان پریدی و یافتی .اما،باز احساس ناکامی و نارضایتی داشتی.
در همه ی این لحظه ها و روزها کسی با تو بود که تو او را ندیدی، کسی که با نشانه هایش تو را هدایت می کرد. اگر بعد از رسیدن به مطلوبی، بی قرار و اندوهگین می شدی، اگر بعد از عبور از بعضی رویاهایت، باز چیز دیگری می خواستی، از این شاخه به آن شاخه می پریدی، او تو را به سوی بی سوی خود دعوت می کرد. تو را به سمت جاودانگی و آزادی هدایت می کرد و تو نمی دیدی!...
(نوشته ی هله پتگر.برداشت از مجله ی موفقیت)

دوستان عزیزم سلام..امیدوارم حالتون خوب باشه..تو این پست معنی شعر آهنگ وبلاگمو گذاشتم..تنها زمان آهنگ قشنگیه که با صدای منحصر به فرد Enya اجرا شده..یه توضیح کوچولو در مورد ترانه ی تنها زمان اینه که این ترانه به عنوان بهترین تک ترانه پاپ_راک در "جشنواره موسیقی گرمی" برنده جایزه شده..
مفاهیم بیان شده در اشعار انیا جهانی بوده و به فرهنگ و مذهبی خاص تعلق ندارند.از این رو بیشتر به دل می نشینند و حسی مشترک را در آدمی می آفرینند.انیا یک هنرمند واقعیست..جالبه بدونین انیا هیچ ارکستر یا گروه نوازندگانی ندارد و تمامی سازهای مورد استفاده در ترانه هایش را خود می نوازد..او زاده ی موسیقی است که انسان را به پرواز در می آورد و در او آرامشی دلپذیر می آفریند..ضمنآ بد نیس بدونین شاعر ترانه های انیا همسرش روا رایان است و نیکی رایان برادر همسرش تنظیم کننده ی ترانه های اوست..
صدای زیبای انیا به فیلم های زیادی لطافت بخشیده..ترانه ی تنها زمان به عنوان موسیقی متن فیلم زیبای"نوامبر شیرین"به کار برده شد..
امیدوارم شما هم مثه من از Only Timeخوشتون اومده باشه..خوشحال می شم نظرتونو بدونم.. مرسی
لینک آهنگ برای دانلود==>Only Time.mp3
اینم شعرش==>ِOnly Time.lyric
==
کیست که گوید جاده ها به کجا رهسپارند
و روزها به کدامین سوی روان
کیست جز زمان
کیست که گوید عشق در تو می روید
آنگه که دلت آن را می گزیند
کیست جز زمان
کیست که گوید دلت از چه روی می نالد
آنگاه که عشق از او می رمد
کیست جز زمان
کیست که گوید از چه روی دلت می خروشد
آنگاه که عشقت جامه ریا می پوشد
کیست جز زمان
کیست که گوید گاه در بهم رسیدن جاده ها
آن عشق هنوز در قلب تو جاریست
و کیست که گوید گاه خفتن روز
شب اسرار دلت را با خود خواهد داشت
که شب اسرار دلت را در خود خواهد داشت
کیست که گوید عشق چگونه در تو می روید و
آنگه که دلت آن را بر می گزیند
کیست جز زمان
کیست که گوید جاده ها به کجا رهسپارند
و روزها به کدامین سوی روان
کیست جز زمان
کیست که بداند؟تنها زمان
==>مترجم:امیر محمد جواهری

